از «یونسکو شدن» تا «فصل سوزاندن مورچه های قرمز»
پیوند هنر تئاتر با اسطوره، فلسفه و روانشناسی

از «یونسکو شدن» تا «فصل سوزاندن مورچه های قرمز»
از «یونسکو شدن» تا «فصل سوزاندن مورچه های قرمز»_نقد هنری
از «یونسکو شدن» تا «فصل سوزاندن مورچه های قرمز پیوند هنر تئاتر با اسطوره، فلسفه و روانشناسی.
زمستان سال گذشته بود که نام گروه نمایشی «ملویل» برای نخستین بار بر سر زبان ها افتاد. یک گروه تئاتری متشکل از دانشجویان آموزش دیده ی رشته ی نمایش که توسط یکی از اساتید برجسته ی نمایش دانشگاه شکل گرفته بود.
استقبال چشمگیر عموم از نخستین نمایش آنها با عنوان «یونسکو شدن» که آمیزهای فلسفه، اسطوره و هنر بود تا آنجا پیش رفت که بسیاری از چهره های برجسته ی فرهنگ و هنر را به تحسین این اثر واداشت. در نمایش «یونسکو شدن» بود که برای نخستین بار سه چهره ی ماندگار فرهنگ و هنر یعنی میرچا الیاده، امیل چوران و اوژن یونسکو در کنار یکدیگر بر صحنه ی تئاتر ظاهر شدند. سه دوست صمیمی که دوستی شان تا پایان عمر ادامه یافت. متن دقیق و منحصر به فرد «یونسکو شدن» و اجرای دقیق آن توسط نسل جدیدی از هنرمندان جوان تئاتر، مژده ی آغاز دوران جدیدی را در عرصه ی تئاتر کشور میداد. یک تئاتر هنری بر مبنای استاندارد های پیتر بروک در دوران وفور تئاترهای تجاری عاری از هرگونه استاندارد نمایشی . بسیاری موفقیت نمایش «یونسکو شدن» را صرفا یک اتفاق میدانستند ولی امسال گروه نمایشی «ملویل» با یک اثر فاخر هنری دیگر دوباره به صحنه بازگشت. اینبار با اثری منحصر به فرد بر مبنای آثار «مارکی دوساد» و «میشل فوکو» با عنوان” فصل سوزاندن مورچه های قرمز“.
این نمایش با طرح یک آسیب اجتماعی مهم که در قرن بیستم و بیست و یکم در اکثر جوامع، در حال گسترش است، سعی دارد راهگشایی برای بیان آسیب های این چنینی باشد . اینبار با باز شدن پای مقوله ی روانشناسی اجتماعی به میان یک اثر نمایشی ،نویسنده و کارگردان نمایش، از میشل فوکو و اثر ماندگار او «تاریخ جنون» بهره گرفته است. آنجا که موضوع قدرت و علم روانشناسی در برابر هم قرار میگیرند تا معیارها و مولفه هایی که تعیین کننده ی مرز های سلامت عقلانی و دیوانگی هستند بار دیگر مورد تجدید نظر قرار بگیرند. گروه نمایش «ملویل» در نمایش «فصل سوزاندن مورچه های قرمز» با آوردن «مارکی دو ساد» بر صحنه ی نمایش، کار متفاوت تری انجام داده است. ما با نمایشی پست مدرن روبرو میشویم که خوانشی متفاوت و منحصر به فرد را از «مارکی دوساد» و «میشل فوکو» بدست میدهد. عوامل نمایش از همان ابتدا با هوشیاری در اتخاذ این رویکرد، قصد داشته اند نه تنها به آثار «مارکی دو ساد» و «میشل فوکو» اکتفا نکنند بلکه از آن ها فراتر بروند، و همين تصميم، آن را به نقطه ی عطفی تبدیل میکند تا بار دیگر شاهد یک اثر درخشان از سوی یک گروه نمایش باشیم که دوباره تحسین بسیاری از منتقدان را برانگیخته است. تمرین های طولانی و مکرر بازیگران که زیر نظر کارگردان این اثر در طی ماه ها شکل گرفته و دراماتورژی دقیق این نمایش، اثری یکدست و منسجم را پدید آورده است . متن و بازی ها به قدری دقیق هستند که میتوانند به منزله ی یک کلاس آموزشی برای علاقه مندان و دانشجویان تئاتر محسوب گردند.
در روزهایی که سالن های تئاتر از تئاترهایی تجاری با متن ها و اجراهای غیر استاندارد اشباع شده اند و فروش بالای تئاتر ها مدیون نام سلبریتی ها هستند، مواجه شدن با یک گروه نمایشی که بدون هیچ نام بزرگی، آثاری فاخر و تاثیرگذار را به صحنه تئاتر آورده است بارقه ای از امید و دلگرمی را در دل علاقه مندان حرفه ای تئاتر ایجاد میکند. این روزها، شاهد روزهای پایانی اجرای نمایش «فصل سوزاندن مورچه های قرمز» هستیم که توسط گروه نمایشی ملویل با کارگردانی دکتر بهنام ترابی در پردیس تئاتر شهرزاد به روی صحنه رفته است. بدون شک با نمایش هایی دلگرم کننده از این دست، روزهای سرد امسال دلپذیر تر خواهند بود.










