رومولوس یک گروتسک استیلیزه شده.

نقدی از امیر حسین کاشانی

رومولوس یک گروتسک استیلیزه شده.
امتیاز ارزشیابی ۳ از ۵
نقدی از امیرحسین کاشانی
رومولوس اخرین اجرای قیس یساقی. اقتباس شده از نمایشنامه فردریش دورنمات که هیچ وفادارانه نیست نه به معنی ضعف و نه به معنی قوت که فرم و روایتی بی ثبات دارد. فرمی که از درون ایده مرکزی استخراج شده و یاری رسان نمایش است و قصه ای که به بهانه اقتباس یا هر واژه دیگری تکه وپاره شده است.

روم،صحنه ای بی لنگر.

اولین برخورد تماشاگر با صحنه نمایش است. در نگاه اول دکورنامتقارن،که به سمت راست سنگینی میکند شاید خام دستانه واشتباهی فاحش قلمداد شود. دکوری که مابین کاخ و مرغ داری سرگردان است. از همین نقطه گروتسک آغاز میشود یعنی قبل از شروع نمایش.
دکور در عمق قرار گرفته است و ورود وخروج بازیگران بر خلاف نمایشنامه دورنمارت که از چپ وراست صحنه عمدتا اتفاق می افتد از انتهای صحنه رخ میدهد. این میزانسن که بازیگر از دور به تدریج به تماشاگر نزدیک میشود حس ورورد از دنیای دیگر یا جای دیگر را القا میکند که به مرور تنش در دل تماشاگر خلق میکند.

دکور نامتوازن که به واسطه یک رمپ که تخت رومولوس است به راست سنگینی میکند تماشاگر را مدام برای رفع این بی ثباتی بصری درگیر میکند و تماشاگر در جستجوی لنگری است که توازن را برقرار کند. اما این بی ثباتی بازتابی از بی ثباتی سیاسی اخلاقی امپراتوری در حال سقوط رومولوس است.
عدم توازنی که تنش ایجاد میکند و همنشینی قابل توجه ای با ورود و خروج بازیگران برقرار میکند.

تنها نکته قابل توجه در این دکور ستون های سفید و رنگ و رو رفته ای است که سمبلی از کاخ در این مرغ داری است. سمبلی که به جایی که تماشاگر را دچار تردید در مکان متعین نمایش کند بیشتررفتاری محتاطانه است که شاید تماشاگر نفهمد که اینجا کاخ رومولوس است.
گروتسک شکل مناسب برای بیان تراژدی در دنیای مدرن است.«فردریش دورنمات»

((Theaterprobleme1955))

بازیگری دراین اجرا به جای رئالیسم روان شناسانه،بر حرکت فرمی و استلیزه بنا شده است. بدن به جای بیان خودانگیخته ی احساس، الگو هایی از پیش طراحی شده و بیرونی را اجرا می کند، با ریتمی در ابتدا بسیار تند. ریتمی تند و منقطع که کلام و حرکت را از هم جدا نگه می دارد. این استیلیزاسیون تصادفی نیست. وقتی عظمت روم در کنار ابتذال روزمره (کاخ در برابر مرغ داری) قرار میگیرد تنها زبانی که میتواند این تضاد را بی انکه اسیبی به نمایش وارد شود محافظت کند همان چیزی است که دورنمات ان را گروتسک می نامید. بازی اغراق شده، ابزار اجرایی همین گروتسک است.
اما متاسفانه این موضوع جز در بازی اقای اسماعیل گرجی و اقای محمد لقمانیان در دیگر بازیگران دیده نمی شد. (بی انصافی نکنم در بازی امیرحسین بلندی هم مشهود بود) برای همین تا صحنه اخر نمایش، اجرا چندان دوست داشتنی نبود. مخصوصا صحنه اول با سرعت بالا و بیان های کاملا ناواضح که کلمات برای شنیده شدن بیان نمی شدند برای حدس زدن ادا می شدند. نامفهوم، گنگ و خسته کننده بود و این برای اولین مواجه تماشاگر با بازیگران دلسرد کننده بود.

متن مبدا، قربانی اقتباس

اقتباس فرایندی خلاقانه است که می توانند متن مبدا را متناسب با ضرورت های زمانی و اجرایی دگرگون کند.

اما در این نمایش بیشتر به مثابه یک یاری رسانی و کمک به اجرا گران است. قطعا متن نمایشی برای اجرا شدن نوشته میشود اما قرار نیست فراموش کرد که به خودی خود یک وظیفه ای در قبال ادبیات هم دارد. در این نمایشنامه قصه و زنجیره روابط علت و معلولی نقش مهمی در شکل گیری شخصیت ها واشکار شدن هدف نهایی رومولوس دارند. با حذف کارکترهای نمایشی اولین اسیب به قصه وارد میشود و سپس به شناخت کارکترها. چون شخصیت ها در دیالوگ ها و کنش ها نسبت به هم اشکار میشوند. شخصیت رومولوس اگوستوس اخرین امپراتوری روم غربی که در ابتدا یک ادم بی تفاوت و تنبل قلمداد می شود در این اجرا بیشتر شبیه یک دیوانه است. و با کاشت این موضوع نمیتوان در صحنه اخر هدف نهایی رومولوس را برداشت کرد. اگر شخصیت آپولیون یا رآ در نمایش اضافی بود در این متن به همان اندازه شخصیت ژولیا یعنی همسر رومولوس اضافی است. قصه زنجیره علت و معلولی خود را از دست داده و این موضوع باعث اسیبی بزرگ به قصه شده است.
درنهایت نمایش قیس یساقی، در سطح ایده، اجرایی یکدست و اندیشیده است: دکور بی لنگر، ورود و خروج عمقی و بازی استیلیزه. هر سه از یک منطق واحد سرچشمه می گیرند و آن منطق را با وفاداری به روح گروتسک دورنمات پیش می برند. اما فاصله میان ایده و اجرای ان، در این کار محسوس است. بازی ناهم سطح بازیگران و اقتباسی که با حذف کارکترها و زنجیره ی علی، شخصیت رومولوس را از یک قاضی اگاه تاریخ به موجودی گنگ و دیوانه فروکاسته. اجرایی است که میتوانست به مخاطب خود بجز لحظه هایی اکشن چیز های دیگری هم هدیه بدهد.

رسانه نقد هنری

رسانه مستقل نقد و پژوهش هنر در همکاری فرهنگی با فصلنامه مطالعات هنر و زیباشناسی

دیدگاهتان را بنویسید

دکمه بازگشت به بالا